هزار و سیصد و هشتاد و هفته
تو هفسین جای سبزه طعم نفته...
ولش کن! گور بابای سیاست
الهی خوش باشی هفروز ِ هفته
هزار و سیصد و هشتاد و هفته
تو هفسین جای سبزه طعم نفته...
ولش کن! گور بابای سیاست
الهی خوش باشی هفروز ِ هفته
کمبود پودرهای شوینده در شب عید خانهتکانی را با مشکل مواجه کرده است.
«به من گفتی که دل دریا کن ای دوست»
و یا شخصا شوما پیدا کن ای دوست
دلم دریا شد و دَه پرده شستی
شده دریا گران پروا کن ای دوست!
***
عرضه آزمایشی بنزین با نرخ آزاد در ایام نوروز.
برای گالنی بنزین اسیرم
اگر بالا بره نرخش میمیرم
نَه پیراهن، نَه پول ِنو، نَه سکه
الهی کارتِ سوخت عیدی بگیرم
***
مدیر عامل راهآهن: سال 86 دوره جهش در حمل و نقل ریلی بود.
اگر دیدی شده رفع حوائج
ندارد زندگی اصلا مخارج
بهقدری ما جهش کردیم امسال
شده کلا قطار از ریل خارج!
"ابوالفضل زرويي نصرآباد بهعلت بيماري ديابت در بيمارستان بستري شده است.
برادر اين شاعر و نويسندهي طنزپرداز به خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: ابوالفضل زرويي نصرآباد از بعدازظهر دوشنبه به علت ديابت در بيمارستان پارس بستري شده است. در صورتيكه مشكل ديابت او با دارو حل شود، به زودي از بيمارستان مرخص خواهد شد و در غير اينصورت، پايش مورد جراحي قرار خواهد گرفت."(ایسنا)
شعر مشترکی از نادر ختایی-حسن صنوبری-مهدی استاداحمد:
خبر آمد ابوالفضل زرويي
همان استاد رند طنز گويي
ز فرط قند در آثار نابش
شكر سرريز كرده از كتابش
چنانكه شعر ايشان كرده ثابت
گرفته وي از آثارش ديابت
بدون هيچگونه شك و ترديد
دقيقآ آزمايش كرده تاييد
ديابت دارد او از نوع حادش
خداوندا بگير از قند دادش
شنيدم شست او رنجور گشته
سلامت از وجودش دور گشته
شكر در شست او تاثير كرده
كه رنگ صورتش تغيير كرده
نبات طنز ما! شستت سلامت
قلم در پهنهي دستت سلامت
شكوه طنز در شعرت فزون باد
الهي قند از خونت برون باد
مرا وقتي كه از شستت خبر شد
دلم از زخم هايت زخمتر شد
تو پيش از اين فراوان زخم خوردي
دلت خون است پنهان زخم خوردي
تو در رگبار تهمت صبر كردي
ز نامردان نرنجيدي، كه مردي
چرا "ز" گفتم اينجا؟ خبط كردم
و ايرادي دگر هم ثبت كردم
اگرچه ما سه تن اشعار دانيم
هنرمند و اديب و خوش بيانيم
برايت شعر گفتن كار ما نيست
شكر در عرصهي آثار ما نيست
شكر از مختصات آن جناب است!
چنانكه روشني از آفتاب است
بر آن گشتيم اگر شعري بگوييم
غرض اين بود احوالي بجوييم
نبات طنز ما! شستت سلامت
قلم در پهنهي دستت سلامت
در مورد انتخاب شد صحبتها
بحث و جدل و سخنوریها، چتها
امروز ولی نمانده حرفی دیگر
افسوس از این ردصلاحیتها
***
وقتی که زمین هست هوا لازم نیست
از یمن حضور من شما لازم نیست!
وقتی که چنین دولت خوبی داریم
این مجلس شورا به خدا لازم نیست
***
از زحمتِ بیهوده بیا راحت شو
راحت به خدا از اینهمه زحمت شو
خواهی بشوی میان مردم محبوب
ای دوست برو رد صلاحیت شو
***
ای دوست من نکن دگر صحبت یا
اصلا نده دیگر به خودت زحمت یا
هر کس که در این دیار جایی دارد
یک بار شده رد صلاحیت یا...!
***
این بار محال است که دپرس بشویم
بیچارهی جمعی متخصص بشویم!
با طرح جدیدمان محال است که ما
یک بار دگر اسیر مجلس بشویم
***