تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

 

«فراوان مرغ زیرک دیده ایام
که افتادند بهر دانه در دام»

یکی چشمک زد و من پشت فرمان
به این علت نکردم هیچ اقدام!

 

 


+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 19:38  توسط مهدی استاداحمد  | 

 

از قصه و تحریف شدیم آکنده
از ما بــِگــُذر حسین جان شرمنده!

در هیات ما اگر بیایی یک شب
بی شک همه می‌شویم سر - افکنده!
***
ایام عزاداری آن معصوم است
دیری‌است به این طریقه‌ی مذموم است

اینجاست که گفته‌اند «مظلوم حسین»
در مجلس ختم خویش هم مظلوم است...
***
هر مسئله‌ی درشت و ریزی حل‌است
برخیز بیا! به این تمیزی حل‌است(!)

یک سال اگر گناه کردی، کردی
یک قطره اگر اشک بریزی حل‌است!
***
هی کوک مضامین نو و بکر بکن
هر روز رمان تازه‌ای ذکر بکن

یک عمر برای خلق خواندی روضه
یک بار به آنچه خوانده‌ای فکر بکن!
***
بی واهمه‌ای به روی منبر رفتن
پشتِ سر هم منبر دیگر رفتن...

افسانه برای خلق گفتن تا کی؟
تا کی شود از دست خدا در رفتن؟!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 دی1387ساعت 20:11  توسط مهدی استاداحمد  | 

مرد بايد به فكر كارش باشه
فكر زمستون و بهارش باشه

مرد ديگه فرصتشو نداره
تو زندگي فكر نگارش باشه

مرد بايد مناسبات شغلي‌ش
جاي زنش دار و ندارش باشه

حتي زماني كه مي‌آد به خونه
بازم يه دنيا كار بارش باشه

فكر اجاره خونه باشه حتي
موقعي كه زنش كنارش باشه

وقتي كه دست زنشو مي‌گيره
به جاي اينكه محو يارش باشه

بايد به فكر چاره‌اي براي
رئيس و فحش ِ آبدارش باشه!

مرد بايد زير فشار ِ كاري
جاي زنش به فكر خوارش باشه(!)

بايد بره سراغ شيفت هفتم
گرچه زنش به انتظارش باشه

مرد بايد «ندارم و نمي‌شه»
هميشه جمله‌ي قصارش باشه

زن بگيره اينه، اگر نگيره
بايد به فكر سنگسارش باشه...!

+ نوشته شده در  جمعه 6 دی1387ساعت 18:3  توسط مهدی استاداحمد  |