در زندگی بشر چیزهای بسیار زیادی اهمیت دارد ولی دو چیز بسیار مهم است: یکی عشق و دیگری سیاست.
البته عشق و سیاست مکمل یکدیگرند، عاشقان حرفهای سیاستمدارن قدرتمندی هستند و سیاستمداران قدرتمند کلا عاشق!
اما اینجا نه جای عشق است و نه جای سیاست، چرا که در "دیوان سالاری"* قرار است شعر نوشته شود(هرچند شاعران بسیاری از عشق سرودهاند که البته این سیاستشان بوده!)
به هر حال رابطهی طنز، عشق و سیاست را خودتان بهتر حدس میزنید...
ندارم یک وجب میز ریاست
ندارم هات برد و آسیا سَت
ولیکن میتوانم در مجله
بگویم شعر از عشق و سیاست!
تا اینجای بحث(!) به این نتیجه رسیدیم که هم سیاست در عشق تاثیر میگذارد و هم عشق در سیاست. پس برای جلوگیری از هرگونه خلط مبحث مطلب را به دو بخش تقسیم میکنیم: 1- سیاست در عشق. 2-عشق در سیاست.
***
سیاست در عشق
عاشقی وقتی سیاسی میشود
حال و روز عشق اساسی میشود
صحبت معشوق و عاشق میشود:
بحث داغ ِ انتخابات و نود!
جای قلب و خرس و گل، در دستشان
روزنامه مینماید مستشان!
توی کافی شاپ جای بحث لاو
صحبت از جنگ است و تانک و بمب و ناو
بحث داغ مهر و احساسات و عشق
عاشق و معشوق چون تهران – دمشق!
مسئله کم کم اساسی میشود
بحثشان خیلی سیاسی میشود...
در سیاست عشقشان حرافی است
عشق اما تا همینجا کافی است!
***
عشق در سیاست
همانطور که ملاحظه فرمودید تا جایی که کافی بود موضوع سیاست در عشق را بررسی کردیم، اما کار دنیا همیشه برعکس است و در مورد عشق و سیاست نیز گاهی کار برعکس میشود و افرادی که که عشقشان را با سیاست پیش بردهاند، سیاستشان را نیز با عشق پیش میبرند و در سیاست ورزی نیز دست به عشق ورزی میزنند. آه که چه دنیای باصفایی است عالم عشق در سیاست یا همان سیاست عشقی!
فلانی در مسیر دیپلماسی
کند صحبت وی از عشق سیاسی
زند لبخند، لبخند جناحی
تو گویی وی شنیده یک فکاهی!
شده گویا قوافی هم فکاهی
فکاهی قافیه شد با جناحی!
و شد قافیه هم از وزن خارج
امان از شعر و این خرج و مخارج
ادب از شعر گویا رخت بر بست
صنایع رفتهاند از شعر دربست
ولیکن شاعران ما جوانند
اگر خواهند این را میتوانند
لهاذا صحبت ما از جوان است
سخن از سرزمینی بیکران است...
بله! آنچه که خواندید نمونهای بود از عشق در سیاست یا همان سیاست عشقی! گنجشکها البته سیاستمداران بسیار ماهری میتوانند باشند، چرا که خیلی خوب از این شاخه به آن شاخه میپرند...
***
گنجشکهای عاشق البته سیاستمداران بسیار ماهری میتوانند باشند، اما اینجا نه جای سیاست است نه جای عشق ، چرا که در "دیوان سالاری" قرار است شعر نوشته شود. هرچند شاعران بسیاری از عشق سرودهاند که البته این سیاستشان بوده...!
-----------------
* چاپ شده در ستون «دیوان سالاری» در هفته نامه مردم و جامعه