تبليغاتX
به هیچ عنوان

به هیچ عنوان

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 خرداد1388ساعت 9:46  توسط مهدی استاداحمد  | 

یه بار ِ دیگه بحث انتخابات
هزار جور ائتلاف و انشعابات

باز دوباره تو کوچه و خیابون
به جای بحثِ داغ ِ لیلی- مجنون

تمام بحثا سر انتخابه
قلب همه واسه همین کبابه

بحث همه تو مترو و تو تاکسی
کاسب و کارمند و مدیر و واکسی

ماشین‌فروش و شاطر و پنبه‌زن
حمومی و دلال ِ وام مسکن

دعا نویس و گلفروش و معمار
خلاصه حتی آدمای بیکار!

تو انتخابه کل فکر و ذکرا
برای رایه کل ذکر و فکرا

خلاصه تو جنوب باشی یا شمال
صحبت رای دادنه به هر حال

بنده می‌گم به موسوی می‌دم رای
برای رای آوردنش دارم سعی!

درسته که یه دوره دیر اومده
بازم دمش گرم آقا میر اومده!

20ساله که نشسته توی خونه
کشیده نقاشیه دونه دونه!

کاغذ و آبرنگ و قلم خریده
نمی‌دونی چه نقشه‌ها کشیده...!

یکی دیگه عاشق کروبیه
می‌گه: آقا صادقه کروبیه

همیشه از دروغ دس می‌کشه
میون ِ صحبتاش نفس می‌کشه!

می‌گه: آقاکروبی مردِ مرده
اکثر وقتا فاتح نبرده...

یکی دیگه عشق ِ داداش محسنه
آخه خودش اسم باباش محسنه(!)

می‌گه: جناب محسن رضایی
کاندیداس از دوره‌ی راهنمایی!

همیشه هی حرفای خوب می‌زنه
تمام مشکلاتو چوب می‌زنه

اما کیه که اونو درکش کنه
حیفه آدم بیخودی ترکش کنه...

یکی دیگه می‌گه به اون می‌دم رای
که چارساله نموده! کوشش و سعی

تمام مفسدینُ کرده داغون!
دائما آمار میاره برامون!

همیشه توی جاده‌ها می‌کوبه
یه روز شماله و یه روز جنوبه!

آخر ِ فهم و تجربه‌س، اصولا
توی سفر آدما پخته می‌شن!

اگر مخالف چنین اصولی
تو هم از این بچه‌های سوسولی...!

بحثِ تو و او و منه خلاصه
صحبت رای دادنه خلاصه

تو انتخابه کل فکر و ذکرا
برای رایه کل ذکر و فکرا

بحث همه تو مترو و تو تاکسی
کاسب و کارمند و مدیر و واکسی...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 خرداد1388ساعت 8:36  توسط مهدی استاداحمد  | 

رای‌ها را شکار باید کرد
و به آن افتخار باید کرد

چونکه انسان رسد به سن بلوغ
انتخاباتِ یار باید کرد!

ارزش خواستگار بسیار است
خواهش از خواستگار باید کرد

گرچه مخفی‌است رای، پیش نگار
رای را آشکار باید کرد!

وقت رفتن سر قرار نخست
چهره را بیقرار باید کرد

خودِ معشوق می‌شود عاشق
گر بدانی چه‌کار باید کرد(!)

البته شغل نیز مسئله‌ای‌است
فکر یک جور کار باید کرد

حداکثر نبود صبحانه
فکر شام و ناهار باید کرد!

ابتدا فکر حفر چاه عمیق
قبل قطع منار باید باید کرد

البته ازدواج دشوار است
واقعا انتحار باید کرد! 

سفره‌ی عقد مملو از نفت است!
دوری از انفجار باید کرد

سبزه‌ها را گره نزن من بعد
کشت و زرع ِ چنار باید کرد!

انتخاباتِ یار آسان نیست
کوشش بی‌شمار باید کرد

جملات قصار باید گفت
طرح چندین شعار باید کرد
***
انتخابات سخت نزدیک است
رای‌ها را شکار باید کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 10:57  توسط مهدی استاداحمد  | 

در محوطه‌ی دانشکده‌ی ادبیات پسر و دختری را در حالی که دهانهایشان بیش از حد مجاز به هم نزدیک بود دستگیر کردند...
- داشتید چه کار می‌کردید؟
- داشتیم بازی‌های زبانی می‌کردیم!
***

اگر زن برای مهرورزی(!) آمادگی روحی نداشته باشد دلیلش این است که خیلی حساس و لطیف است اما اگر مرد آمادگی روحی نداشته باشد حتما شلوارش دو تا شده!
***

مغز زنها می‌تواند به‌طور همزمان روی 2چیز تمرکز کند، اما مردها زن دوم می‌گیرند!
***

آنقدر دنبال موش کردم که آن روی سگش بالا آمد.(گربه!)
***

- امروز چند تا سیگار کشیدی؟
- 3تا
- مگه به من قول نداده بودی که روزی 2تا بکشی؟ تو خیلی بی احساس و بی‌وفایی...
اگر می‌گفتم سیگار سوم را برای اینکه حواسم از دختر خوشگلی که منتظر تاکسی بود پرت شود کشیدم حتما نظرش فرق می‌کرد. البته فقط راجع به سیگار!
***

وقتی جلوی چشم من اینطور قربون صدقه‌ی یه دختر بچه سه چهار ساله می‌ری معلوم نیست وقتی من همراهت نباشم برای یه دختر جوون چی‌کار می‌کنی!
***

اوایل برای اینکه حرف زده باشند از هم می‌پرسند "چه خبر؟" ولی بعدها برای اینکه حرفی نزنند...!
***

گفت: گاهی از بس آشفته‌ام، کام اول را که می‌‌گیرم می‌بینم سیگار را از فیلتر آتش زده‌ام. گفتم: خوش به حالت، من وقتی لبم داغ می‌شود تازه می‌فهمم چه اتفاقی افتاده...!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 20:19  توسط مهدی استاداحمد  | 

وا!

مبادا خش به احساسش بیافتد
مبادا خط بیافتد ناخن زن

زمان طبخ انواع غذا ها
عجب سخت است کار گارسن زن!
***
غذا را می خورد با اشتهایی
که گویی کارمندی می خورد بن(!)

ولیکن می دهد گیر چهل پیچ
به این علت که یک زن بوده گارسن...!
***
اصولا در تمام رستورانها
اگر بیند کسی زن هست گارسن

کباب و پختنی را بی خیال و
فقط تنها سفارش می دهد تن!
***
(گارسن بانو در دخت ایران)

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 20:30  توسط مهدی استاداحمد  |